محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
191
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
لشكر به المريه برد . يارانش كه در المريه بودند بشوريدند و بر دشمنان خود فايق آمدند و درهاى شهر را بر روى او گشودند . يوسف در اثناء اين پيكارها كشته شد . گويند او را به اشارت عمش الزغل يا پدرش ابو الحسن كشتند . تا الزغل به غرناطه بازگرديد بار ديگر فتنه بالا گرفت . ابو عبد الله هنگامى كه از زندان آزاد شد به يكى از دژهاى شرقى رفت و به سود خود دعوت نمود . سپس به منطقهء بلش « 33 » رفت در شرق بسطه و خود را پادشاه خواند و دعوت آشكار كرد و از مزاياى صلحى كه با قشتاله كرده بود و در آن استقرار و صلح براى مسلمانان تضمين شده بود سخنها گفت . واضح بود كه افروخته شدن آتش فتنه در غرناطه ، آن هم در اين هنگام از اشارت ابو عبد الله و دار و دستهاش به دور نبود . اهالى ربض البيازين در غرناطه ، واقع در شمال شرقى آن روبهروى الحمراء به طرفدارى او برخاستند . اينان همواره از عناصر شورشگر جانبدارى مىكردند . « 34 » پادشاه غرناطه ابو عبد الله الزغل به فرونشاندن اين شورش سرگرم شد و از مقاتله با مسيحيان بازماند و اين يكى از اهداف پادشاه قشتاله بود . اين جنگ در سال 891 ه / اوايل سال 1482 م اتفاق افتاد . فتنه بالا گرفت . الزغل ربض البيازين را زير ضربات منجنيق و انفاط گرفت . مردم ربض نيز به جان كوشيدند و از خود دفاع كردند . در خلال اين احوال ابو عبد الله رسولان خود به نزد آنان فرستاد و وعده داد كه مىآيد . فتنه بيش از دو ماه مدت گرفت . سپس ميان ابو عبد الله و عمش الزغل ( سلطان غرناطه ) گفتگوهايى شد و صلح برقرار گرديد . بدينشروط كه ابو عبد الله از تخت و تاج غرناطه چشم بپوشد و به اطاعت عمش درآيد . « 35 » در روايت ديگر آمده است كه توافق كردند كه مملكت را ميان هم تقسيم نمايند و از اين قرار كه الزغل در غرناطه و مالقه و المريه و بلش و المنكب فرمان راند و ابو عبد اللّه
--> ( 33 ) . مراد از منطقهء بلش دو شهر بلش الحسناء oibuR zeleV و بلش البيضاء ocnalB zeleV است و هر دو نزديك هم در شمال شرقى شهر بسطهاند . ( 34 ) . اخبار العصر ، ص 18 و نفح الطيب ج 2 / ص 611 . ( 35 ) . اخبار العصر ص 19 .